چکیده ای قابل توجه از کتاب فقر احمق می کند و تجربیات ارزنده محتبی شکوری «سندهیل مولایناتان»: ما از کشاورزان هند یک آزمایش هوش گرفتیم وقتی محصولشان را تازه فروخته و پول داشتند. بار دوم آخر سال بود که پولهایش را خرج کرده و معمولا در بدهکاری و قرض هستند. آیکیوشان ۱۰تا فرق میکرد. همان…
زنان آسیب دیده اجتماعی بهویژه اگر بیسرپناه باشند در معرض خطرات زیادی قرار دارند که شکنجههای جنسی یکی از بدترین اشکال این خطرات است؛ اما قوانین و مجریان آن توجه چندانی به مشکلات این افراد ندارند. رویداد۲۴ شادی مکی: وقتی مینا وارد مرکز کاهش آسیب اعتیاد واقع در میدان شوش شد درد شدیدی را درجزء جزء بدنش…
تا چشم کار می کرد مزارع خالی بود و خار و خاشاک، باغهای خشک شدهای که پر شده بودند از علف هرز و درختهای خشکیده، زمین به قدری ناهموار و پر از گودالهای کوچک و بزرگ بود که راه رفتن را برایمان دشوار کرده بود، بخش دیگری از زمینها نیز شخم خورده بودند و گِلو…
تمام طول شب تو خانه با پتو خوابیده بودم ولی باز سرد بود، همون شب رفته بودم گشت و اقلام کاهش آسیب و غذا و لباس بین شان پخش کرده بودم، میدونستم قرار است تا صبح تو همون پاتوق بخوابند، صداش تو گوشم بود با یک لحن ماتم زده ای میگفت اینجا یخ نمیزنیم، قندیل…
وقتی زنده اند یعنی وجود دارند، حق دارند. هنوز نفس میکشید ولی انگار داشت میمرد، میگفت دلم درد میکنه. معتاد بود، خراب بود، داغون بود، همه اش 27 سال سن داشت، به زحمت میشد تو اون تاریکی قیافه سیاهش که با دود سوزوندن پلاستیک کثیف شده بود و دید. ازش پرسیدم مادرت زنده است، تو…
یادمه سال نود، هنوز بچه نداشتم، هنگام تحویل سال را با همسرم قرار گذاشته بودیم بریم تو یک پاتوق باشیم. داشتیم لباس مردانه نو تهیه میکردیم، دکتر رضا زاده هم باخبر شد، گفتیم میخواهیم یک حمام عمومی برای دوساعت اجاره کنیم، با ماشین ببریمشون حمام و لباس نو بهشون بدهیم، دکتر، کنار حمام یک رستوران…
فعالان و کارشناسان حوزههای مختلف در گفتوگو با همشهری از متخصصان و نخبگان عرصههای گوناگون خواستند تا برای انتخابات ششمین دوره شورای شهر تهران ثبتنام کنند ثبتنام از ششمین دوره انتخابات شوراهای شهر شروع شده است و مردم امیدوارند، افراد متخصص به پارلمان شهری وارد شوند. به گزارش همشهری، طی دهههای اخیر، گاهی برنامههایی برای…
داشت زیر زمین زندگی اش را میکرد… یک روز من را صدا کردند بیا که بازدید یکی از اعضای شورای شهر را داریم، تو از معضلات کارتن خواب های این محل برایشان توضیح بده و نشان بده که برای رفع معضلات داریم روی برنامه های کاهش آسیب کار میکنیم.وقت تنگ بود و جمعیت زیاد، تو…
خدمات گشت سیار موئسسه نور سپید هدایت هوا تاریک بود و درخت های پارک زیر نور بی رمق چراغ هایی که یک در میان خراب و خاموش بودند، از سرمای اوایل ماه آذر می لرزیدند. باد سردی می وزید و دانه های درشت باران را به سر و صورت عابران می زد. عده ای با…
نفسش به شماره افتاده بود و هِن هِن می کرد از بس که چاق بود، بوی تند عرقش زیر دماغم می زد و حالم بهم می خورد، تمام سعیم را کردم که عق نزنم تا تمام شود. تمام شد و تن لش بو گندوش را از رویم برداشت. بدون آنکه به چهره اش نگاه کنم…